
پرتوی که می تابد از کجاست؟
یکی نگاه کن
در کجای کهکشان می سوزد این چراغ ستاره تا ژرفای پنهان ظلمات
را به اعتراف بنشاند:
انفجار ِ خورشید ِ آخرین
به نمایش ِ اعماق ِ غیاب
در ابعاد ِ دلهره
آن
ماه نیست
دریچه ی تجربه است
تا یقین کنی که در فراسوی این جهاز ِ شکسته سکان نیز
آنچه می شنوی ساز ِ کج کوک ِ سکوت است
تا
یقین کنی
تنها
مائیم
- من و تو -
نظاره گان ِ خاموش ِ این خلاء
دل افسرده گان ِ پا در جای
حیران ِ دریچه های انجماد ِ همسفران...
احمد شاملو
مدایح بی صله